|
|
|
واژه شناسی و وجه تسمیه شهرهای استان خراسان |
|
تایباد: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان تايباد از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان تربت جام، از جنوب با كشور افغانستان و شهرستان خواف، از مشرق با شهرستان تربت حيدريه و از مغرب با كشور افغانستان همسايه است. واژه شناسی: باخرز ، بادهرزه ، تاياباذ ، طايباذ ، تائب آباد ، تاياد ، تاياباد ، طايباد ، طيباد ، كواخرز ، گواخرز ، مالن يا مالين يا مالان ، ناحيه باخرز توجه: طايباد را اعراب گويند همچون طهران ، طوس و ... ولي تايباد را ايرانيان گويند. وجه تسمیه:
نام قديم تايباد ، باخرز ( باد هرزه به پهلوي ) است و علت نامگذاري اين
شهر به خاطر بادهاي سهمگين و مضر در اين منطقه است. ______________________________ تربت جام: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان تربت جام از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان سرخس، از جنوب با شهرستان تايباد، از مشرق با شهرستان هاي مشهد، فريمان و تربت حيدريه و از مغرب با كشور افغانستان همسايه است. واژه شناسی: بوزجان، بوزگان ، بوزيگان ، بوژگان ، پوچكان ، پوچكان ، زام ، جام ، شيخ جام ، معدآباد وجه تسمیه:
به واسطه
وجود مبارك شيح احمد نامقي كاشمر جامي ، به تربت جام شهرت يافته است. ______________________________ تربت حیدریه: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان تربت حيدريه از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان هاي مشهد و نيشابور، از جنوب با شهرستان هاي خواف و رشتخوار، از مشرق با شهرستان هاي فريمان و تربت جام و از مغرب با شهرستان هاي كاشمر و مه ولات همسايه است. واژه شناسی: بيشك ، تربت سردار اسحاق قرائي ، رخ ، ريخ ، زاب ، زابين ، زاوه ، وجه تسمیه:
به واسطه
وجود مبارك شيح قطب الدين حيدر توني ، به تربت حيدريه شهرت يافته است. 3- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي جغرافيايي ، ص185 و 215 ______________________________ چناران: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان چناران از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان هاي درگز و قوچان، از جنوب با شهرستان هاي مشهد و نيشابور، از مشرق با شهرستان مشهد و از مغرب با شهرستان نيشابور همسايه است. واژه شناسی: ارداك ، رادكان ، راذكان ، رايكان ، رايگان ، منيژه ، مينجان رادكان زادگاه خواجه نظام الملك طوسي ، همچون سناباد (مشهد فعلي)، در گذشته يكي از روستاهاي شهر توس / طوس بود. وجه تسمیه: بناي ارداك (چناران) را به اردا، موبد اردشير بابكان، كه پارسيان او را پيامبر دانسته اند و پدرش ويراف بوده نسبت مي دهند. شايد اين موبد، موكل آتشكده اين ناحيه بوده و به همين جهت به آن ارداك گفته اند.
نام اين
ناحيه در گذشته هاي بسيار دور «رادكان» بوده و سپس «ارداك» خوانده شده و
ظاهرا از سال 1338 هـ . ش، به چناران تبديل يافته و مركز آن رادكان تعيين
شده است.
مآخذ: 2- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي جغرافيايي ، ص206 3- CD مرز پرگهر ______________________________ خواف: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان خواف از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان هاي تايباد، تربت حيدريه و رشتخوار، از جنوب با استان خراسان جنوبي، از مشرق با شهرستان هاي رشتخوار و گناباد و از مغرب با كشور افغانستان همسايه است. واژه شناسی: بصره صغير ، خاف ، خواب ، روي، رود، رويه ، روح ، زوزن ، سوزيا ، وجه تسمیه:
علت اين نام
گذاري وجود رود هاي متعددي است که در پيرامون اين شهر وجود دارد. هنوز هم
شهر خواف را «روي» و گه گاه «رود» نيز مي گويند. بنا بر روايتي ديگر «خاف»
شکل کهن کلمه «خواف» و نام ديگر به آفريد، پسر ماه فروردين است، كه از
سيراوند خواف به منظور نوآوري در آيين زرتشت برخاسته بود.
4- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي
جغرافيايي ، ص196 و 216
5- CD مرز پرگهر ______________________________ درگز: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان درگز از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با كشور تركمنستان، از جنوب با شهرستان هاي مشهد و چناران، از مشرق با كشور تركمنستان و شهرستان كلات و از مغرب با شهرستان قوچان همسايه است. واژه شناسی: دارا ، دارابگرد ، داراگرد ، درجز ، دره جز ، دره گز ، محمدآباد ، نسا وجه تسمیه:
گويند بواسطه باني آن داراب شاه اشكاني ، اين شهر به داراب گرد يعني شهر
داراب ، شهرت يافت وبه مرور به درگز تغيير يافت ولي بعضي گويند ، اين شهر
در ميان دره بنا شده و درختان گز فراواني داشته است به همين دليل ، دره گز
ناميده شده است.
2- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي جغرافيايي ، ص199 ______________________________ سبزوار: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان سبزوار از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با استان خراسان شمالي، از جنوب با شهرستان بردسكن ، از مشرق با استان سمنان و از مغرب با شهرستان هاي نيشابور و كاشمر همسايه است. سبزوار كه از شهرهاى غربى خراسان مىباشد از قرن هفتم هجرى اهميت بسيارى يافت و جاى بيهق را كه ولايتىوسيع با آبادىهاى بسيار بود گرفت. اين شهر در قرن هشتم، شهر عمده غرب خراسان به شمار مىرفت و توابعبسيارى داشت. سبزوار شهرى عالمپرور بود كه دانشمندان بسيارى از آن برآمدند و مردمش مذهب تشيعدوازده امامى داشتند. با توجه به اين كه خراسان يكى از مراكز سنتى تشيّع بود، سابقه تشيع در اين شهر نيز بهسدههاى پيشين مىرسيد. بر اين اساس، در منابع پيش از قرن هشتم هجرى از وجود شيعيان در اين شهر و بيهق سخنبه ميان آمده و در قرن هشتم هجرى نيز حمدالله مستوفى بر شيعه بودن مردم بيهق تأكيد كرده است.
سبزوار تا
آغاز قرن هفتم همچون ديگر شهرهاى خراسان تحت حكومت خوارزمشاهيان
اداره مىشد، اما وقايع نيمهنخست سده هفتم هجرى، تغييرات اساسى در
اوضاع سياسى منطقه پديد آورد. هجوم مغولان، دولت بزرگخوارزمشاهى را
نابود ساخته و حكومت ايلخانان، جاى آن را گرفت. با مرگ سلطان
ابوسعيد (م توفاى729 ق) آخرين ايلخان مغول، اميران مغولى يا امراى
محلى در هر گوشهاى از ايران علم امارت برداشتند و درخراسان نيز طُغا
تيمور كه مدعى ايلخانى بود، حكومت جديدى پديد آورد، گرچه حكمرانى او
دوام چندانىنياورد و با كشته شدنش به دست سربداران، پايان يافت.
نهضت سربداران تحت تأثير انديشههاى برخى مشايخ متصوفه، يعنى شيخ خليفه مازندرانى (متوفاى 726 ق) روشيخ حسن جورى (متوفاى قرن هشتم هجرى) كه سرِ سازش با مغولان را نداشتند، با رنگ و صبغهاى شيعى درغرب خراسان و به مركزيت سبزوار پاگرفت. آنان به تدريج با فراهم ساختن قدرتى سياسى - نظامى، امارتى در غربخراسان به وجود آوردند و با امراى محلى مغول، طغاتيموريان و آلكورت (اميران محلى شرق خراسان و افغانستانكنونى)، به ستيز برخاستند و در نهايت در دوره تيموريان از بين رفتند. طى حدود 45 سال، يازده تن از اميرانسربدارى بر سبزوار و توابع آن حكمرانى كردند كه در بين آنها وجيه الدين مسعود (738 - 745 ق) دومين امير ونجمالدين على المويد (766 - 783 ق) آخرين آنها از همه مقتدرتر بودند. نهضت سربداران تأثيرات سياسى ماندگارى بر نواحى مجاور خود گذاشت و همچنين در نشر فرهنگ تشيع درخراسان نقش قابل ملاحظهاى داشت.
واژه شناسی: بلده مؤمنين (لقب )، بهمن آباد ، بيهه، بهاين، پيهه، بيهين، بهين، بيهق، ساسويه، سابزوار، ساندوان، سبزوار، سفزوار، هانيبك
وجه تسمیه: 3- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي جغرافيايي ، ص217 4- اطلاعات عمومي______________________________ سرخس: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان سرخس از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با كشور تركمنستان، از جنوب با شهرستان تربت جام ، از مشرق با كشور تركمنستان و از مغرب با شهرستان هاي كلات و مشهد همسايه است. واژه شناسی: ساريگا ، ساريگو ، سرخس نو، سرخس ناصري ، سرخس افراسيابي وجه تسمیه:
2- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي
جغرافيايي ، ص218
3- CD مرز پرگهر ______________________________ فردوس: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان فردوس از شهرستان هاي استان خراسان جنوبي است كه از شمال با استان خراسان رضوي و استان يزد، از جنوب با شهرستان هاي قاين و سرايان، از مشرق با شهرستان قاين و از مغرب با استان يزد همسايه است. واژه شناسی: تُن ، تون ، فرسان وجه تسمیه:
لازم بذكرست در گذشته ، شهر تون از شهرهاي معروف ايالت قسهتان بود و
ماركوپلو در سفرنامه خود شهرهاي تون و قاين را ، تنوكين يا تونوكاين ذكر
كرده است.
______________________________ فريمان: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان فريمان از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان هاي مشهد، از جنوب با شهرستان هاي تربت جام و تربت حيدريه، از مشرق با شهرستان هاي مشهد و تربت جام و از مغرب با شهرستان هاي مشهد و تربت حيدريه همسايه است. واژه شناسی:
وجه تسمیه:
واژه فريمان
از دو پاره «فر» و «مان» تشكيل شده است. فر، كه ريشه اوستايي و پهلوي دارد،
به معني جلال، شكوه و فروغ خدايي است. مان، صيغه امر از فعل ماندن است.
بنابراين واژه فريمان، كه شامل دو پاره فري و مان است، يعني باشكوه و جلال
بمان. شهر فريمان تا سال 1313 هـ . ش، آبادي اي كوچك و محل زندگي طايفه هاي
بربري و تيموري بوده است. ______________________________ قوچان: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان قوچان از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با كشور تركمنستان، از جنوب با شهرستان هاي چناران و نيشابور، از مشرق با استان خراسان شمالي و از مغرب با شهرستان درگز همسايه است. توجه: هم اكنون(1385)، خبوشان از روستاهاي شهرستان فاروج است. واژه شناسی: آرسكا ، آشاك ، ارساكا ، استاكا ، استاونه ،استانبه ، استوا ، جرمكان ، خابوشان ، خبوشان، خفشان ، خوجان ، خوچان ، خوشان ، قوسان ، كوچان ، كوكان ، نسا وجه تسمیه:
_____________________________ گناباد: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان گناباد از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان هاي مه ولات و خليل آباد، از جنوب با شهرستان فردوس و خراسان جنوبي، از مشرق با فردوس و استان يزد و از مغرب با شهرستان هاي رشتخوار وخواف همسايه است. واژه شناسی: جن آباد ، جنابد ، جنابذ ، جناباد ، جناود ، جويمند ، خياود ، كنابد ، كنابذ ، گنابد ، گنابذ ، گنبدآباد ، گون آباد ، گيوآباد ، ينابد ، ينابذ وجه تسمیه:
اختلاف است:
ولي كليات آن اينست كه اين مكان را جن ها آباد كرده اند و بهمين علت به جن
آباد يا همان گناباد شهرت يافته است. 2- فرهنگنامه تطبيقي مكان هاي جغرافيايي ، ص246 و 247 ______________________________ مشهد: موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان مشهد مركز استان خراسان رضوی ، از شمال با شهرستان هاي كلات و درگز، از جنوب با شهرستان هاي تربت جام ، فريمان و تربت حيدريه ، از مشرق با شهرستان هاي چناران و نيشابور و از مغرب با شهرستان هاي كلات و سرخس همسايه است. واژه شناسی: بر ذعه ، سناباد، مثقب ، مشهد رضا ، مشهد مقدس سناباد در گذشته دهكده كوچكي از شهر توس ( طوس ) بود. وجه تسمیه:
بواسطه وجود
مبارك امام رضا (ع) ، در دهكده سناباد ، اين روستا گسترش يافت و مردم اين
شهر را كه محل شهادت امام هشتم است، مشهد گفتند. ______________________________ مه ولات (محولات ): موقعیّت و حدود جغرافیایی: شهرستان مه ولات از شهرستان هاي استان خراسان رضوی است كه از شمال با شهرستان هاي تربت حيدريه و كاشمر، از جنوب با شهرستان هاي گناباد، از مشرق با شهرستان هاي تربت حيدريه و رشتخوار و از مغرب با شهرستان خليل آباد همسايه است. واژه شناسی: فيض آباد، مه ولات ، محولات ، وجه تسمیه:
|
| صفحه اصلي |